352. مقايسه انسانها در قرآن(2351)
در قرآن، استفاده از روش مقايسه زياد به چشم مىخورد از جمله:
الف. آيا مؤمن با فاسق يكسان است. «أفمن كان مؤمناً كمن كان فاسقاً»(2352)
ب. آيا عالم با جاهل يكسان است. «هل يستوى الّذين يعلمون والّذين لا يعلمون»(2353)
ج. آيا كسانى كه قبل از فتح مكّه و در زمان غربت براى اسلام خرج كردند با كسانى كه بعد از فتح مكّه كمك مالى كردند يكسانند. «لا يستوى منكم مَن أنفق من قبل الفتح و...»(2354)
در آيه مورد نظر نيز مىخوانيم: آيا خلافكاران با مؤمنان نيكوكار يكسانند. «الّذين اجترحوا السيّئات... كالّذين آمنوا و عملوا الصالحات»
353. حالات انسانها در بندگى(2355)
انسان در مسير بندگى و تشكر از خداوند، مرحله ضعيف يا متوسّطى را طى مىكند ولى در طريق سركشى و تمرّد، مرحله بالايى را مىپيمايد. در شكر، شاكر است (نه شكور)، ولى در كفر، كفور است. «امّا شاكراً و امّا كفوراً» يعنى شكر او معمولى ولى كفر او قوى است. به چند نمونه ديگر توجه كنيد. قرآن مىفرمايد:
«انّه ليؤوس»(2356) انسان بسيار مأيوس است.
«انّ الانسان لظلوم»(2357) به راستى كه انسان بسيار ظالم است.
«كان الانسان عجولاً»(2358) انسان موجودى عجول است.
«كان الانسان قتوراً»(2359) انسان، تنگ نظر است.
«انّ الانسان خلق هلوعاً»(2360) انسان بسيار حريص و كم طاقت است.
«اذا مسّه الشر جزوعاً»(2361) هنگامى كه شرّى به او رسد، بسيار جزع و فزع مىكند.
«انّ الانسان لربّه لكنود»(2362) انسان لعنت به پروردگارش بسيار ناسپاس و بخيل است.
354. انواع حيات انسانها(2363)
اسلام براى انسانها چند نوع حيات را ترسيم مىكند:
1. حيات دنيا. «زهرة الحياة الدّنيا»(2364)
2. حيات برزخى. «من ورائهم برزخ الى يوم يبعثون»(2365)
3. حيات معنوى و هدايت. «دعاكم لما يحييكم»(2366)
4. حيات اجتماعى. «ولكم فى القصاص حياة»(2367)
5. حيات طيبه (در سايهى قلب آرام و قناعت). «فلنحيّينه حياة طيّبة»(2368)
طبق آيهى 30 انعام خداوند با مجرم سخن مىگويد. ولى بعضى آيات، سخن گفتن خدارا با آنان نفى مىكند. «لايكلّمهم اللَّه»، اين مطلب يا اشاره به مواقف و صحنههاى مختلف در قيامت است، و يا آنكه مراد آن است كه خداوند با آنان كلام طيّب و دلشادكننده نمىگويد.
355. منشأ طغيان انسان(2369)
طغيان در افراد مختلف، تفاوت دارد:
1. طغيان عالمان، در علم است كه به وسيلهى تفاخر و مباهات جلوه مىكند.
2. طغيان ثروتمندان در مال است كه به وسيلهى بخل خود را نشان مىدهد.
3. طغيان صالحان در عمل نيك است كه به وسيلهى ريا وسُمعه (خودنمايى وشهرتطلبى) نمايان مىشود.
4. طغيان هواپرستان در پيروى از شهوتها جلوه مىكند.(2370)
356. قرآن و توبيخ انسان(2371)
در قرآن كريم، كلمهى «لولا» در موارد متعدّدى براى انتقاد و توبيخ به كار رفته است كه در اين جا چند مورد را مىآوريم:
1. «لولا يَنهاهم الرّبّانيّون»(2372) چرا علما نهى از منكر نمىكنند؟!
2. «لولا اذ سَمعتُموه»(2373) چرا هر شنيدهاى را مىپذيريد؟!
3. «لولا جاءوا عليه باَربعة شُهداء»(2374) چرا براى سخن نارواى خود چهار شاهد نمىآورند؟
4. «لولا تَستَغفرون»(2375) چرا از خدا آمرزش نمىخواهيد؟
5. «فلولا اذجاءهم بأسُنا تَضرّعوا»(2376) چرا زمانى كه عذاب ما به آنان رسيد، تضرّع نكردند؟
6. «فلولا تَشكرون»(2377) چرا شكرگزار نيستيد؟
7. «فلولا تصدّقون»(2378) چرا تصديق نمىكنيد؟
8. «فلولا تذكّرون»(2379) چرا عبرت نمىگيريد؟
9. «فلولا نَفَر من كلّ فِرقَة مِنهم طائفة لِيَتفقّهوا فِى الدّين»(2380) چرا از هر فرقهاى دستهاى كوچ نمىكنند تا در دين آگاهى پيدا كنند؟
2351) ذيل آيه 21 سوره جاثيه.
2352) سجده، 18.
2353) زمر، 9.
2354) حديد، 10.
2355) ذيل آيه 3 سوره انسان.
2356) هود، 9.
2357) ابراهيم، 34.
2358) اسراء، 11.
2359) اسراء، 100.
2360) معارج، 19.
2361) معارج، 20.
2362) عاديات، 6.
2363) ذيل آيه 30 سوره انعام.
2364) طه، 131.
2365) مؤمنون، 100.
2366) انفال، 24.
2367) بقره، 179.
2368) نحل، 97.
2369) ذيل آيه 75 سوره مؤمنون.
2370) تفسير روحالبيان.
2371) ذيل آيه 12 سوره نور.
2372) مائده، 63.
2373) نور، 12.
2374) نور، 13.
2375) نمل، 46.
2376) انعام، 43.
2377) واقعه، 70.
2378) واقعه، 57.
2379) واقعه، 62.
2380) توبه، 122