در قيامت حساب و حسابرسى انواعى دارد:
حسابرسى سريع است. «و هو أسرع الحاسبين»(695) از حضرت امير پرسيدند: چگونه خداوند به حساب همه خلق مىرسد؟ فرمود: همان طور كه همه را رزق مىدهد.(696)
از تمام نعمتها مىپرسند. «لتسئلنّ يومئذٍ عن النعيم»(697)
از همه مىپرسند حتّى از پيامبران. «فلنسئلنّ الّذين ارسل عليهم و لنسئلنّ المرسلين»(698)
حسابرسى بعضى آسان است. «حساباً يسيراً»(699)
حسابرسى بعضى سخت است. «يخافون سوء الحساب»(700)، «حساباً شديداً»(701)
در حديث مىخوانيم: نوع حساب، به ميزان دادهها و الطاف الهى بستگى دارد: «انّما يداق اللّه العباد فى الحساب يوم القيامة على قدر ما اتاهم من العقول فى الدنيا»(702) همانا ميزان دقّت در حسابرسى بندگان در روز قيامت به مقدار فهم و عقل آنان در دنياست.
در روايت آمده است: كسانى كه در داد و ستد با مردم، سختگير و تنگنظرند، حساب سخت و شديدى دارند.(703)
در روايات مىخوانيم: اگر در دنيا خود را محاسبه كنيد از خودتان حساب بكشيد، خداوند در قيامت بر شما آسان مىگيرد.(704)
امام كاظمعليه السلام فرمود: از ما نيست كسى كه در دنيا از خودش غافل باشد و به حساب كار خود رسيدگى نكند.(705)
100. سيماى انسانها در قيامت(706)
در قرآن سيماى انسانهاى گوناگون چنين بيان شده است:
رو سفيدان. «تبيضّ وجوه»(707)
رو سياهان. «وجوههم مسودّة»(708)
شادان. «وجوه يومئذ ناضرة»(709)، «وجوه يومئذ ناعمة»(710)
گرفته و غمگين. «وجوه يومئذ باسرة»(711)
خندان. «وجوه يومئذ مسفرة ضاحكة مستبشرة»(712)
غبار گرفته و گرد زده. «وجوه يومئذ عليها غبرة»(713)
خوار و ذليل. «وجوه يومئذٍ خاشعه»(714)
101. جلوههايى از دادگاه قيامت(715)
دادگاه قيامت جلوههاى گوناگونى دارد، از جمله:
1. همه در قيامت جمع مىشوند. «يجمعكم»
2. باطل گرايان در آن روز خسارت خود را مىبينند. «يخسر المبطلون»
3. هر امّتى به سوى كتابش خوانده مىشود. «كلّ امّة تدعى الى كتابها»
4. كتاب، گواه بر رفتار است. «هذا كتابنا ينطق عليكم بالحقّ»
5. مردم دو دسته شده، گروهى در رحمت و گروهى اهل دوزخند.
6. به دوزخيان دلايل كيفر تفهيم مىشود. «استكبرتم... اجترحوا السيئات»
7. كيفر متناسب با جرم است. «ننساكم كما نسيتم لقاء يومكم هذا»
8. عوارض و آثار سوء گناهان دامنگير مىشود و راه خروج و عذرخواهى بسته است.
102. نامه اعمال انسان(716)
كلمهى «طائر»، كنايه از عمل انسان است، زيرا اعمال انسان همچون پرنده پرواز دارد تا به صاحبش برسد و پرونده عمل هركس، از خير و شرّ، به گردنش آويخته مىشود.
در قرآن بارها به مسأله نامهى عمل اشاره شده و در آيات مختلف نكاتى مطرح گرديده است، از جمله:
1. نامهى عمل براى همه است. «كلّ انسان اَلزمناه طائره...»
2. در آن نامه چيزى فروگذار نشده است. «لا يُغادر صغيرةً ولا كبيرة»(717)
3. مجرمان از آن مىترسند. «فتَرَى المجرمين مشفقين ممّافيه»(718)
4. خود انسان با خواندن نامهى عملش، حاكم و داور است. «اِقرَء كتابك كفى بنفسك اليوم عليك حسيباً»(719)
5. رستگاران، كتابشان به دست راست داده مىشود و دوزخيان به دست چپ. «اوتِىَ كتابه بيمينه... بشماله»(720)
103. انواع كتاب در قيامت(721)
آنچه از انسان سرمىزند، در پرونده عمل او ثبت مىشود و در قيامت به شكل كتابى در اختيار او قرار مىگيرد. اين كتابها سه نوع است:
الف: كتاب شخصى. «اقرء كتابك»(722)
ب: كتاب امّتها. «كلّ اُمّة تدعى الى كتابها»(723)
ج: كتاب جامع. «كلّ شىء احصيناه فى امام مبين»، «فى لوح محفوظ»(724)
كلمه «امام»، هم به كتاب گفته شده، «و من قبله كتاب موسى اماما»(725) و هم به اشخاص، «انّى جاعلك للنّاس اماما»(726) در روايات، حضرت علىّبن ابىطالب عليهما السلام به عنوان يكى از مصاديق «امام مبين» معرّفى شده كه همهى علوم در نزد اوست.(727)
بيشتر مفسرين مراد از «امام مبين» را لوح محفوظ دانستهاند كه در قرآن به آن «اُمّ الكتاب»(728) گفته شده است و از آن جايى كه اين كتاب حاوى تمام دانشها است و همه چيز و همه كس تابع مقدّراتى است كه در آن نوشته شده، به آن «امام» گفتهاند.(729)
694) ذيل آيات 31 تا 32 سوره الرّحمن.
695) انعام، 62.
696) نهجالبلاغه، حكمت 300.
697) تكاثر، 8.
698) اعراف، 26.
699) انشقاق، 8 .
700) رعد، 21.
701) طلاق، 8 .
702) كافى، ج1، ص11.
703) بحار، ج 7، ص 266.
704) وسائل، ج11، باب محاسبة النفس.
705) وسائل، ج11، باب محاسبة النفس.
706) ذيل آيه 41 سوره الرّحمن.
707) آل عمران،106.
708) زمر، 60.
709) قيامت، 22.
710) غاشيه، 8 .
711) قيامت، 24.
712) عبس، 37.
713) عبس، 40 .
714) غاشيه، 2 .
715) ذيل آيه 35 سوره جاثيه.
716) ذيل آيه 13 سوره اسراء.
717) كهف، 49.
718) كهف، 49.
719) اسراء، 14.
720) الحاقّه، 19.
721) ذيل آيه 12 سوره يس.
722) اسراء، 14.
723) جاثيه، 28.
724) بروج، 22.
725) هود، 17.
726) بقره، 124.
727) تفسير نورالثقلين.
728) زخرف، 4.
729) تفسير راهنما.