با لطف و اراده خداوند متعال، انقلاب اسلامى مردم ايران به رهبرى امام خمينىقدس سره در سال 1357 پيروز شد. در همان روزها آيةاللَّه شهيد مطهرى با تلاش و پيگيرى، مرا به راديو تلويزيون فرستاد و بحمداللَّه تا اين تاريخ، بيش از بيست سال است كه بدون وقفه و هر هفته با مردم عزيز گفتگو داشتهام. در اين دوران، قديمىترين دوستى كه مرا يارى كرد، دانشمند عزيز جناب حجةالاسلاموالمسلمين حاج سيد جواد بهشتى بود كه در اكثر برنامهها مشاور وهمكارم بود. ايشان در تابستان 77 نوارهاى مرا در اختيار آقاى حسين رعيتپور وآقازاده خودشان آقاى مصطفى بهشتى و دو نفر از صبيّههاى بنده (زهرا و زينب) قرار داد تا خاطرات، طنزها و تمثيلاتى را كه در لابلاى برنامهها، از خودم يا ديگران بوده، استخراج نمايند. اين عزيزان كار خود را انجام دادند و جناب آقاى بهشتى نوشتهها را بازنويسى و پس از تلفيق با برخى خاطراتى كه حجةالاسلاموالمسلمين محمّد موحدىنژاد جمعآورى نموده بودند، جهت چاپ در اختيار «مركز فرهنگى درسهايى از قرآن» قرار دادند و در دو جلد تنظيم گرديد كه جلد اول آن خاطرات شخصى بنده است و جلد دوم خاطراتى از ديگران است كه بيان نمودهام. اين خاطرات، كوتاه، شيرين و آموزنده است، و اميدوارم جرقههايى كه در آنها است، هر كدام كليد يك جريان فكرى و تربيتى شود. والسلام محسن قرائتى |