کتابخانه

خاطرات جلد اول
 خاطره‏اى دارم كه با چند مقدّمه بيان مى‏كنم:
 1- زمانى وضعيّت مردم سامرا خيلى بد و گرفتار ضعف و فقر بودند به صورتى كه ضرب المثل شده بود كه فلانى مثل فقراى سامرا است. آنها حمام نداشته و در رودخانه استحمام مى‏كردند.
 2- آيت اللّه بروجردى‏قدس سره تصميم گرفتند در آن شهر حمامى بزرگ و در كنار آن حسينيه‏اى را براى شيعيان بسازند تا زيارت امام هادى‏عليه السلام نيز از مظلوميّت بيرون بيايد.
 3- به پيروى از آن سياست براى رونق زيارت امام هادى‏عليه السلام، آية اللَّه العظمى خوانسارى - كه در تهران بودند به عدّه‏اى از طلبه‏ها پيغام داده و سفارش كردند كه ماه رمضان آن سال روزها بخوابند و شب‏ها در حرم امام هادى‏عليه السلام احيابگيرند.
 4- آية اللَّه العظمى شيرازى هم در راستاى اين سياست، عدّه‏اى از نيروهاى حوزه را به سامرا فرستادند. به هر حال توفيقى بود كه يك ماه رمضان من در آن مراسم بودم.
 در آن زمان فقر شديدى به يكى از طلاب فشار آورده وبه امام هادى‏عليه السلام پناه آورده بود و كنار صحن آن حضرت ايستاده و عرض مى‏كرد: من مهمان شما هستم و محتاج و...
 مى‏گفت: كمى ايستادم يك وقت آية اللَّه العظمى شيرازى از حرم بيرون آمد و برخلاف رويه هميشگى كه عبا به سر كشيده به طرف درب صحن مى‏رفتند، به طرف من آمده و مقدارى پول به من داده و فرمودند: اين كار به سفارش امام هادى‏عليه السلام است. شما دفعه اوّلتان است كه گرفتار شده‏ايد و به اين درب پناه آورده‏ايد، ولى من بارها اينجا به پناه آمده و نتيجه گرفته‏ام.
 اين داستان در ذهنم بود تا اينكه ازدواج كرده و با همسرم به مشهد مقدس رفتيم، چند روزى گذشت، پولم تمام شد، حتّى پول خريد دو عدد نان را نداشتم. خواستم سجّاده نمازم را بفروشم، خانم مانع شد. خواستم تسبيحم را بفروشم، قيمتى نداشت. به حرم امام رضاعليه السلام رفتم تا با زيارتنامه خواندن پولى بگيرم، امّا كسى به من مراجعه نكرد. مأيوس شدم، يك وقت به ياد داستان سامرا افتادم، آمدم كنار صحن امام رضاعليه السلام عرض كردم:
 يا امام رضا! من مهمان شما هستم و محتاج، به شما پناه آورده‏ام، شما اهل كرامت و بخشش هستيد؛ «عادتكم الاحسان و سجيّتكم الكرم» و توسلى پيدا كردم.
 بعد از چند دقيقه يكى از سادات كه از دوستان بود از راه رسيد و گفت: آقاى قرائتى! شما كجا هستيد، من نيم ساعت است كه دنبال شما مى‏گردم؟ گفتم: براى چى؟ گفت: روز آخر سفرم است و مقدارى پول زياد آورده‏ام، گفتم بيايم به شما قرضبدهم كه ممكن است احتياج پيدا كنيد.
 گفتم: فلانى! همه اينها حرف است، امام رضاعليه السلام شما را براى من فرستاده است.
<<<  صفحه قبل  <<      « [صفحه 19]»      >>  صفحه بعد  >>>

فهرست
مقدّمه مؤلّف
زندگينامه خود نگاشته
دعاى پدر
خاطره تلخ‏
معلّم بد اخلاق
اثر كار معلّم
كتك مبارك‏
پاداش نيّت خوب‏
جريمه خود
ضمانت اموال ديگران
درخت بدون ميوه‏
نصيحت پدرم‏
به شما حجره مى‏دهيم‏
دانشمند بد سليقه‏
شرايط ازدواج
جشن دامادى بى‏تجمّل‏
زندگىِ كامل
تشكّر از خانواده
توسّل به اهلبيت‏
جشن عمّامه‏گذارى
توكّل بر خدا
تبليغ ناموفّق‏
به دارايى خود تكيه نكنيم‏
غفلت ما، آرزوى دشمن‏
جايزه ويژه
استاد و شاگرد
اخلاق، ماندگارتر از درس‏
از امام حسين چه بخواهم؟
وظيفه كدام است‏
قرارداد با امام رضاعليه السلام
توّسل به امام رضاعليه السلام‏
شوق آموختن‏
آسان گويى، نه سست گويى‏
زيبايى معارف اهل‏بيت‏
خوابم نماينده امام نيست!
توجّه به حال مستمعين‏
استخاره در حال طواف
غذا خوردن در ميان سخنرانى‏
كرامتى از حُجربن عَدى‏
بوسيدن دست كارگر
فوتبال به جاى سخنرانى
تفسير به روز
ترويج اسلام نه حزب و خط
هر گروهى نيازمند چيزى‏
دوش آب سرد در منا
مزاح با علامه جعفرى‏
شوخى با دوستان
يادگارى‏
باطوم يا باطون‏
عبوديّت، ثمره علم واقعى‏
حديث مهمان‏
احتجاج در پاكستان‏
پيروى از امام رضاعليه السلام‏
قرائتى خطشكن‏
تأثير عمل يا سخنرانى‏
دوستى بدون عمل‏
تحليل‏هاى مادّى‏
شيوه‏هاى جذب‏
موسيقى در اتوبوس‏
آرامش در تنهايى‏
بلد نيستم!
قرائتى و رجائى‏
استاد نمونه‏
اشتباه در امر تبليغ‏
به تو بودم!
عزادارى امام زمان عليه السلام‏
يك امتحان‏
دخترخاله قرائتى‏
امان از حرف مردم‏
مزار شهدا
نقش نيت
روزى كه وارد تلويزيون شدم‏
تماشاى برنامه خودم‏
بخل فرهنگى
هشدار به مبلّغان‏
تكبّر در صلوات
امر به معروف در اسارت‏
اخلاص در عبادت‏
گفتگو كنار ضريح پيامبرصلى الله عليه وآله‏
الصّلح خير
تنظيم باد
بى‏كسى قيامت را در منا‏ فهميدم‏
كوخ‏نشينان در جبهه‏
كارت شناسايى
مادرى قهرمان‏
حساب مال از خون جداست
عاشورا در هند
جذب نسل نو
خدا خواب است!
هدايا را ساده نپنداريم‏
قول، قول است‏
تشييع جنازه‏
اعتدال در زندگى‏
دل ما را خون نكنيد
كجا بوديم؟!
ذلّت يك ملّت‏
تعصّب بى‏جا
ريا يا نمايش بندگى خدا
مداد الهى
نصيحت شهيد بهشتى‏
تعظيم شعائر
مسلمان واقعى
پُز عالى، جيب خالى‏
شعور پرنده‏ها
طبابت نمونه!
اخلاص در عمل‏
به حساب قيامت‏
غفلت‏هاى ما
مراسم استقبال‏
تجليل از اساتيد
آزمايش خودخواهى‏
يادداشت بردارى‏
حفظ آثار باستانى‏
دعاى عيد قربان‏
كارت عروسى نمونه‏
منيّت در انتخاب‏
همّت بلند
احترام به بچه‏ها
مَحَك زدن خود
غروب آفتاب، مطالعه ممنوع‏
هر چه خدا گفته عمل كردم‏
خواندن حديث با خوردن كاهو و شيره‏
گول ظاهر را نخوريم‏
فرودگاه چين
دقّت مردم‏
كار براى غير خدا
تبليغ چهره به چهره‏
كدام بهتر است؟
وكالت مجلس‏
آشپزى نمونه‏
لقمه حرام
انتخاب همكار
آزادى سياهان‏
زهد و بخل‏
رهبر بيل بدست
بى‏پير مرو تو در خرابات
توجّه به منبع خير
محاسبات غلط
كراوات نشانه هيچ‏
كلاس روى خاك
درخت مقدّس
گلايه از خودى‏ها
جلسات فاميلى‏
ارزش معلّمى‏
مانع خير
آدم تا آدم‏
دعاى كميل‏
زهد اسلامى يا بخل‏
تاثير تبليغ
حصر فكرى و انحراف‏
تأثير مثال
خداى قطار يا خداى ماشين
حسابرسى قيامت
سمينار دبيران تعليمات دينى
كف‏زدن يا صلوات
ورزش باستانى‏
تقليد از دشمنان حرام است‏
طواف براى بينندگان‏
دوستى به خاطر خدا
تصميم به هنگام خشم
نگاه امام زمان‏
درس اخلاق گفتنى نيست‏
سوادآموزى خانه به خانه‏
لسان قوم‏
بحث يادم رفت!
حُر دير آمد، قبرش دورتر است‏
رابطه يا قهر
مهم‏ترين دعاى شما چيست؟