«الحمد للّه ربّ العالمين و صلّى اللّه على سيّدنا محمّد و آله الطاهرين» «الّذين اِن مَكّنّاهم فى الأرض أقاموا الصّلوة و آتوا الزكاة و امروا بالمعروف و نهوا عن المنكر و للّه عاقبة الأمور»(125) «(مؤمنان) كسانى (هستند) كه اگر در زمين به آنان قدرت بخشيم، نماز را برپا دارند و زكات دهند و امر به معروف و نهى از منكر نمايند و پايان همه كارها از آن خداست.»
به دنبال سرنگونى حكومت شاهنشاهى، با اراده الهى و به رهبرى امام خمينى و پيروى مردم ايران و برقرارى نظام جمهورى اسلامى، حركتهاى فرهنگى زيادى صورت گرفت. در بدنه نظام، دانشگاهها، كتابخانهها، مدرسهها، مؤسسات تحقيقاتى، انتشارات، روزنامهها و شبكههاى صدا و سيما توسعه يافت و در كنار نظام، رشد حوزههاى علميه، نماز جمعهها، نماز عيدها، توجّه به قرآن و احكام و مسائل دينى و تشكيل تشكّلهاى مذهبى در مدارس و دانشگاهها و وزارتخانهها و كارخانهها و پادگانها مشهود شد. امّا با گذشت ده سال از انقلاب اسلامى، مشاهده شد هنوز كارهاى واجبِ فرهنگى متعددى انجام نشده است كه طىّ نامهاى به رهبر معظم انقلاب فهرست آن كارها را نوشتم. ايشان مرقوم فرمودند كه بنده افراد دلسوزى را پيدا كرده و آن كارها را دنبال نمايم. (دست خط ايشان موجود است.) يكى از اين كارها توجّه ويژه به نماز بود. گرچه مردم نماز را در مساجد برپا مىداشتند، ولى اقامه نماز در مدارس، دانشگاهها، مراكز عمومى، جادّهها، ظهر تاسوعا و عاشورا، زمينهاى ورزشى، ادارات و... جلوهاى نداشت. با لطف خداوند ستاد اقامه نماز تشكليل شد و هر سال اجلاس باشكوهى در يكى از استانها با پيام رهبر عزيز انقلاب و حضور رئيسجمهور و برخى وزرا و نمايندگان مجلس و شخصيّتهاى سياسى فرهنگى برگزار گرديد و مسائل نماز دنبال شد. بيش از صد عنوان كتاب توسط ستاد اقامه نماز درباره نماز منتشر شد، بيش از صد مسجد در جادّهها ساخته شد، بيش از هزار قطعه شعر سروده شد و بيش از پنجاه هزار نماز جماعت در مدارس برگزار شد. هزاران جوان، آثار قلمى و هنرى خود را درباره نماز ارائه دادند و بيش از ده هزار طلبه جوان در مدارس به اقامه نماز پرداختند. بعد از نماز به سراغ مسأله امر به معروف و نهى از منكر رفته و در اين باره نيز افرادى را به همكارى دعوت كردم و كتابهايى نوشته شد و كارهاى مثبتى انجام گرفت. پس از آن به سراغ مسأله زكات رفته و كارهايى انجام شد، از جمله: حدود سى سفر به استانها رفتم و نامهها و نالههايى را به ائمه محترم جمعه نوشتم. متأسفانه تا آن موقع كتابى فارسى براى ترويج و تبيين موضوع زكات در جامعه نداشتيم. بعد از آنكه اولين گردهمايى زكات را در استان خوزستان برقرار كرديم، كمكم مسأله زكات مطرح شد و آية اللّه محسنى گركانى امام جمعه محترم اراك و دانشمند عزيز آقاى دهقان دو كتاب درباره زكات (اين واجب فراموش شده) نوشتند. برادر دانشمند ديگر، جناب آقاى مجتبى كلباسى نيز مقالاتى را كه در زمينه زكات نوشته شده بود بررسى و جمعآورى كردند و به نام «زكات در انديشهها» چاپ و منتشر شد. امّا با كمال تأسف بعد از بيست و دو سال كه از انقلاب اسلامى مىگذرد، تنها سه يا چهار جلد كتاب زكات نوشته شده، و زكات از فراموشى بيرون نيامده است. اينجانب با لطف و توفيق الهى چند شب جمعه در برنامه تلويزيونى درسهايى از قرآن مسأله زكات را دنبال كردم و ياداشتهايى در اين باره آماده شد. دو نفر از فضلا هم چند روزى از قم به تهران آمده، اين يادداشتها را تكميل و بازنويسى كردند و اين كتاب پيش روى شما قرار گرفت. محور كتاب، آيات و روايات و پاسخ به بعضى شبهات درباره زكات است. اميدوارم كه مفيد واقع شود و ذخيره قبر و قيامت همه ما باشد. در دهها سفرى كه براى زكات داشتم، طرح اين بود كه ستادهاى زكات با تركيبى از: عالم منطقه، استاندار يا فرماندار يا بخشدار، كميته امداد، جهاد كشاورزى، تعاونى روستا، شوراى استان و افرادى كه در ميان مردم محبوبيّت دارند تشكيل شود و شيوه كار اين گونه باشد كه مسأله زكات طرح و تبليغ شود و مردم زكات خود را نزد افراد مورد اطمينان جمعآورى كنند و زير نظر عالم منطقه در همان منطقه و در راههايى كه قرآن فرموده، هزينه شود. در بعضى مقرّرات جمهورى اسلامى نيز چنين آمده كه اگر مردم منطقهاى، به خصوص روستاها، پولى جمعآورى كردند، دولت نيز به همان اندازه به آن بودجه اضافه كند و در نيازهاى مشروع همان منطقه مصرف شود. اين حمايت دولت خود مىتواند تشويقى براى انجام كار باشد. گرچه مردم مسلمان خود مىدانند كه انجام تكليف شرعى و بهرهگيرى از بركات دنيوى و اخروى زكات نبايد مشروط بر حمايتهاى اين و آن باشد. يعنى حتّى اگر دولت كمك نكرد ما بايد به وظيفه خود عمل كنيم. به هر حال هنوز در آغاز كاريم و از كوتاهىهايى كه شده است عذرخواهى مىكنيم. از خداوند عذر مىخواهم كه چرا مسأله زكات را آن گونه كه بايد تبليغ نكردم. اگر ما همانگونه كه براى دفاع مقدس تبليغ كرديم و بر اثر آن مردم جوانان خود را به جبههها فرستادند، مسأله زكات را جدّى مىگرفتيم، بسيارى از مسلمانان به راحتى زكات مال خود را مىپرداختند. از فقرا و مساكين و همه گرفتارانى كه مىتوانستند مشكلات خود را از طريق زكات حل كنند، عذرخواهى مىكنم. از قرآن كه با آن همه عنايت مسأله زكات را تذكر داد و من بىاعتنا بودم، عذرخواهى مىكنم. خداوندا! من غافل شدم و فكرم را در بسيارى از مسائل غيرواجب صرف كردم، ولى واجبات كه جزو اركان اسلام بود، مورد غفلتم واقع شد. خدايا! مىتوانستم با دعوت از هنرمندان، فيلمها و سرودهايى درباره چگونگى حل مشكلات مناطق محروم از طريق زكات بسازم ولى غافل شدم. مىتوانستم به محضر علما بروم و با اصرار از آنان بخواهم كه مسأله زكات را از نظر علمى و فقهى مورد بحث و دقت قرار دهند و مسأله زكات را در حوزههاى علمى رونق ببخشم ولى غافل شدم. خدايا! تو مىدانى كه اگر مردم به مسأله زكات و خمس عمل مىكردند، ما از بركات آسمان و زمين محروم نمىشديم. به هر حال رسماً استغفار و عذرخواهى مىكنم و از خداوند آرزوى جبران غفلتهاى گذشته و از همه عاشقان براى انجام اين امر مهم استمداد مىكنم. محسن قرائتى
125) سوره حج، آيه 41. |