کتابخانه

عمره
 بد نيست، سيمايى از جنگ احد را ترسيم كنيم (خوب - است ابتدا از جنگ بدر آغاز كنيم) در سال دوم هجرى كه جنگ بدر واقع گرديد و مسلمانان پيروز شدند، كفار مكّه عقده و كينه به دل گرفتند؛ از يك سو افراد زيادى از آنان كشته شده بودند و از سوى ديگر راه بازرگانى آنها از راه مدينه بسته شده بود و آنها در پى انتقام بودند.
 عمروعاص و افرادى چند، ميان قبيله‏هاى دور رفتند تا بودجه جنگ آينده را تهيه نمايند، از سرزمين تهامه و قبيله كنانه، حدود چهار هزار نفر جنگجو آماده شدند، زنان را نيز براى طبل زدن، شعر خواندن و بستن راه فرار جنگجويان خود، به جبهه بردند؛ زيرا مى‏دانستند كه اگر فرار كنند، همسران و دخترانشان اسير مى‏شوند و عرب به اين خوارى تن نمى‏دهد.
 عباس، عموى پيامبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) كه يك مسلمان واقعى غير متظاهر به اسلام بود ، پيامبر (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) را از نقشه كفار مكّه مطلع ساخت.
 لشكر قريش از مكّه به سوى مدينه حركت نمود. پيامبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) با اصحاب مشورت كردند، رأى اكثر جوانان و حمزه اين بود كه به جاى سنگر گرفتن در شهر ، بيرون مدينه برويم. رسول اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) لباس رزم پوشيد و زره و شمشير خود را برداشت و مسلمانان حركت كردند. رسول خدا (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) نماز جمعه را خوانده ، با لشكرى بيش از هزار نفر به سوى احد رهسپار شدند.
 رسول خدا (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) ابتدا از لشكر سان ديدند، لشكرى كه در آن، پيرمرد قد خميده‏اى به نام عمرو بن جموح را مشاهده مى‏كنيد كه چهار فرزندش را به يارى رسول اللّه (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) به احد آورده، خودش نيز با التماس اجازه شركت مى‏خواهد.
 لشكرى كه در آن، حنظله را مى‏بينيد كه شب عروسى او مصادف با شب عمليات در جبهه است، از رسول خدا (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) اجازه گرفت و رفت. يك شب نزد عروس بود و غسل نكرده با عجله خود را به جبهه رساند و شهيد شد و پيامبر (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) فرمود : من ديدم ، فرشتگان او را غسل مى‏دادند و در تاريخ اسلام لقب «غسيل الملائكة» «غسل داده شده به دست فرشتگان» را دريافت نمود.
 جالب اينكه پدر اين داماد(235)، در جبهه كفر و از پايه گذاران مسجد ضرار و پدر عروس(236)، نيز رئيس منافقان بود، ولى فرزندانشان اين چنين از آب درآمدند.
 در اين لشكر بود كه 9 نفر پرچمدار لشكر كفر، يكى پس از ديگرى به دست حضرت على (عليه‏السلام) كشته شدند، در اين لشكر بود كه فرياد زدند، پيامبر (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) شهيد شد و گروهى روحيه خود را باخته، پا به فرار گذاشتند. در اين لشكر بود كه انس ، هفتاد زخم برداشت و جز خواهرش كسى او را نشناخت. در اين لشگر بود كه پيامبر عزيز (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) شخصاً در تنظيم صف‏هاى رزمندگان دخالت كرده ، هرگاه شانه سربازى جلوتر بود، فوراً او را به عقب مى‏راند.
 در اين لشكر بود كه ابودجانه، يار باوفاى رسول خدا (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) دستمال سرخى به پيشانى خود (به علامت استقامت تا شهادت) بست و شمشير را از دست مبارك پيامبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) گرفت و قول داد، آنقدر بجنگد تا شمشير خم شود.
 در اين لشكر بود كه پيامبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) پنجاه تيرانداز را به رياست عبداللّه جبير، مسئول حفاظت شكاف و بريدگيهاى كوههاى احد قرار داد، ولى چهل نفر از آنها به خيال اينكه مسلمانان به پيروزى كامل رسيده‏اند و مشغول جمع غنائم هستند، منطقه حفاظتى را رها كرده، براى به دست آوردن غنيمت به بقيه پيوستند و دشمن هم از اين فرصت استفاده نمود و از همان محلى كه نگهبان نداشت، حمله كرد و مسلمانان را محاصره نمود و هفتاد تن از بهترين مسلمانان را شهيد كرد.
 در اين لشكر بود كه اكثر مسلمانان بخاطر شايعه شهادت پيامبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) پا به فرار نهاده، براى نجات خود از كوه بالا مى‏رفتند، و هر چه پيامبر (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) صدا مى‏زد كه برگرديد، هيچكدام اعتنا نكردند.(237)
 در اين جنگ بود كه پيامبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) هرچه تير داشت، پرتاب كرد و كمانش شكست.
 در اين جنگ بود كه حضرت على (عليه‏السلام) در سن 26 سالگى، چنان از پيامبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) حمايت كرد كه ندايى در ميدان شنيده شد كه : «لا سَيف الاّ ذوالفقار، لا فتى‏ الاَّ على»، «شمشيرى همچون ذوالفقار و جوانمرى همچون على بن ابى‏طالب نيست»، زيرا اميرالمؤمنين (عليه‏السلام) با هفتاد زخم كه در بدن داشت از رسول خدا(صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) دفاع مى‏كرد و از بيست و دو نفر كشته كفار، يازده نفرشان به دست مبارك على (عليه‏السلام) هلاك شدند.
 در اين جنگ بود كه زنى به نام «نسيبه» كه در آغاز نبرد به رزمندگان آب مى‏داد، همين كه وضع دگرگون شد، شمشير به دست گرفت و از جان مقدس رسول اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) چنان دفاع كرد كه زخمهاى متعددى بر بدن اين بانو وارد شد، و بعد از جنگ، رسول گرامى (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) شخصى را براى عيادت به منزل او فرستاد.
 در اين جنگ بود كه دشمنان اسلام با شعار «اُعْلُ هُبَل ، اُعْلُ هُبَل»، «سرافراز باد، بت هبل» و با شعار «نحن لنا العزّى و لا عُزّى لكم»، «ما بت عُزّى داريم، ولى شما نداريد»، روحيه رزمندگان خود را تقويت مى‏كردند و پيامبر عزيز (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) در برابر شعارهاى آنان، شعارهاى توحيدى را به مؤمنان تعليم داد و بدين وسيله جلوى تبليغات مسموم را گرفتند.(238)
 در اين جنگ بود كه يكى از زنان، شوهر، پدر و برادر خود را از دست داد، ولى همين كه خبر يافت، پيامبر (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) سالم است، تمام ناراحتى‏هاى خود را فراموش كرده، شترى به ميدان آورد و جنازه‏هاى شوهر، پدر و برادر را حمل نمود و هنگامى كه مردم برايش دل سوزى مى‏كردند، مى‏گفت : خوشحالم كه پيامبر (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله) زنده است (239).

235) ابوعامر پدر حنظله بود.
236) عبداللّه بن ابى سلول پدر عروس و رئيس منافقان مدينه بود.
237) اذ تصعدون و لا تلوون على احد والرسول يدعوكم فى اخريكم،
 سوره آل عمران آيه 153
238) پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) در برابر شعار اعل هبل، اعل هبل، فرمودند، بگوييد: اللّه اعلى و اجلُّ و در برابر شعار دوم فرمودند، بگوييد: اللّهُ مولينا و لا مولى‏ لكم، اللّهُ مولينا و لا مولى‏ لكم.
239) گرچه اين بانو پيشتاز همه ايثارگران عالم است ، ولى در انقلاب اسلامى ايران، شاهد زنانى بوده‏ايم كه چهار فرزند خود را، يكى پس از ديگرى به جبهه فرستادند و از دل به امام (ره) دعا كردند. در تاريخ مى‏خوانيم كه شتر به سوى مدينه نمى‏آمد، پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) به آن بانوى نمونه فرمود : شوهرت هنگام رفتن به ميدان از خدا چه خواست ؟
 آن بانو گفت : دعا كرد كه به خانه برنگردد.
 پيامبر اكرم (صلّى اللّه عليه و آله) فرمود : دعاى او مستجاب شده، آن جنازه‏ها را به مدينه نبريد و در همان اُحد دفن نماييد.
<<<  صفحه قبل  <<      « [صفحه 52]»      >>  صفحه بعد  >>>

فهرست
مقدمه
به كجا مى‏رويم؟
تهيه مال حلال
حلاليت خواستن
گوشه‏اى از اخلاق و آداب سفر
نكاتى ديگر در باره مسافرت
هماهنگى با مسافران
آداب سفر
مخارج سفر
خدمت به خانواده حجاج
حركت مى‏كنيم
وقتى از خانه خارج مى‏شويم ....
از بركات اين سفر زنده كردن آثار رسول خداست
جاذبه كعبه
مكه، خانه امن است‏
پيام گيرى و پيام رسانى
قصد قربت
اعمال مكّه - ميقات
در ميقات چه كنيم؟
حرم و مكه‏
مسجد الحرام‏
طواف‏
چند نكته لطيف در طواف‏
نماز طواف‏
مسأله امامت و حج
سعى صفا و مروه‏
تقصير
ايّام فراغت در حج‏
بهترين كار
نحوه برخورد
قبرستان ابوطالب‏
خديجه (عليها السلام)
فوت خديجه
پيمان خديجه‏
ابوطالب (عليه‏السلام)
بررسى افكار و اعمال‏
سفارشى از امام صادق (عليه السلام)
به سوى مدينه‏
مدينه‏
زيارت پيامبر اكرم (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله)
آثار و نقش تربيتى زيارت اولياى خدا
عذرخواهى از رسول اللَّه (صلّى‏اللَّه‏عليه‏وآله)
فكر و تأمّل در كنار مسجد
ناله از وضع مسجد
شرك چيست؟
توسّل و تبّرك و استشفاء
شاهد از تاريخ و سيره‏
قبرستان بقيع‏
زيارت حضرت زهرا (سلام اللّه عليها)
بيت الاحزان
قبور بزرگان ديگر
شهداى اُحُد
حضرت حمزه سيدالشهدا
نام شهداى اُحد
يك درس مهم‏
شرط امدادهاى غيبى در جبهه‏ها
گنجينه‏هاى ويران‏
لزوم هدايا
بازگشت به وطن و خريد سوغات
تشكر و عذرخواهى‏
خدمتگزاران
استقبال از مسافران و حجّاج
وليمه
پايان نامه‏