کتابخانه

قرآن و حج
 * حج، يك بسيج عمومى و مانور موحدين است.
 * حج، چهره‏ى زيباى عشق و تعبد است.
 * حج، زنده نگاه داشتن خاطرات وخدمات پيامبرانى همچون ابراهيم واسماعيل و محمّد است. (درود خداوند بر همه‏ى آنان باد)
 * حج، مركز اجتماعات بين المللى مسلمين است.
 * حج، مركز ارتباطها و تبادل اخبار و اطلاعات جهان اسلام است.
 * حج، پشتوانه‏ى اقتصاد مسلمين وايجاد اشتغال براى ده‏ها هزار مسلمان است.
 * حج، بهترين فرصت و زمان براى تبليغات اسلامى، افشاگرى توطئه‏ها، حمايت از مظلومان، برائت از كفّار و ايجاد رعب و وحشت در دل آنان است.
 * حج، بهترين فرصت و زمان براى توبه، ياد مرگ و معاد، از همه چيز بريدن و صحراى عرفات و مشعر را ديدن و در انتظار مهدى موعودعليه السلام نشستن است.
 پيام‏ها:
 1- مسلمانان بايد براى به دست آوردن منافع مادّى و معنوى حج در صحنه حاضر باشند. «لِيَشهدوا»
 2- منافع حج به قدرى مهم است كه اگر مردم از دورترين نقاط دنيا هم بيايند، باز ارزش دارد. «فَجٍّ عميق - ليَشهدوا»
 3- انجام فرمان خدا و قصد قربت داشتن در حج، با بهره‏گيرى‏هاى گوناگون جنبى منافاتى ندارد. «لِيَشهدوا منافع لهم»
 4- دستورات الهى به سود مردم است. «منافع لهم»
 5 - در حج، هم منافع دنيوى است و هم اخروى. («منافع» مطلق آمده است. امام‏صادق عليه السلام فرمود: مراد از «منافع» در آيه، منافع دنيا وآخرت است)(93)
 6- فلسفه‏ى عبادات، ياد خداست. «و يَذكروا اسم اللّه» (درباره‏ى فلسفه‏ى نماز نيز مى‏خوانيم: «أقِم الصّلوة لِذكرى» يعنى براى ياد خدا، نماز به پادار)
 7- عنصر زمان، در نيايش و دعا مؤثّر است. «فى أيّام مَعلومات» (عبادات‏اسلامى زمان‏بندى خاصى دارد)
 8 - چهار پايان و تسليم بودن آنها در برابر انسان و قربانى آنهاوسودهاى ديگرى كه دارند، از نعمت‏هاى الهى است كه به بشر داده شده است. «رَزَقَهم»
 9- استفاده از گوشت قربانى براى خود زائران جايز است. «فكُلوا» (بر خلاف عادت‏هاى زمان جاهليّت كه مصرفش را براى حاجى حرام مى‏دانستند)
 10- حضور در حج و رسيدن به منافع آن، بايد با فقرزدايى همراه باشد. «واَطعِموا البائس»
 11- اجتماع اغنيا در حج نبايد آنان را از فقرا غافل كند. «اَطعِموا البائس الفقير»
 

 ثُمَّ لْيَقْضُواْ تَفَثَهُمْ وَلْيُوفُواْ نُذُورَهُمْ وَلْيَطَّوَّفُواْ بِالْبَيْتِ الْعَتِيقِ (حج، 29)
 (زائران خانه خدا در روز عيد قربان كه قربانى كردند) سپس بايد آلودگى خود را بر طرف سازند وبه نذرهاى خود وفا كنند و بر گرد خانه‏ى كهن و آزاد (كعبه) طواف نمايند.
 
 نكته‏ها:
 كلمه‏ى «تَفث» به معناى چرك، مو، ناخن و شارب است، و «قضاء تفث»، يعنى با گرفتن ناخن و مو از احرام بيرون آييد و سپس براى ادامه اعمال حج، دور خانه‏ى كعبه طواف كنيد.
 در روز عيد قربان، در سرزمين منا، در كنار مكّه براى زائران خانه خدا سه كار واجب است:
 1- پرتاب هفت سنگريزه به جايگاه شيطان كه آن را «رمى جمره» مى‏گويند.
 2- ذبح و قربانى كه در آيه‏ى قبل به آن اشاره شد.
 3- تراشيدن سر و يا كوتاه كردن مو و ناخن كه در اين آيه آمده است.
 امام باقر عليه السلام فرمود: كعبه نه ساكنى دارد و نه مالكى، بلكه خانه‏اى حُر و آزاد است.(94)
 پيام‏ها:
 1- بهداشت و نظافت، در بعض عبادات مثل نماز، شرط ورود است، و در بعضى ديگر مثل حج، جزء آن و در مواردى مثل قرائت قرآن و اعتكاف شرط كمال آن به حساب مى‏آيد. «ثُمّ لْيَقضوا تَفَثهم»
 2- سنّت چرك‏زدايى و رفع آلودگى، يك فرمان حتمى و جدّى است، نه يك توصيه. «ثمّ لْيَقضوا»
 3- آلودگى‏ها از خود انسان، «تَفَثهم» ولى منافع، لطف الهى است كه براى بشر مقرر شده است.«منافع لهم»
 4- براى طواف دور خانه‏ى مقدّس و آزاد، بايد از آلودگى‏ها و تعهدها آزاد شويد. «ثمّ ليَقضوا - ولْيُوفوا - وليَطّوفوا»
 5 - انجام نذر، واجب است. «و ليوفوا»
 6- سابقه، مى‏تواند يك ارزش باشد. «العَتيق» (كلمه «عَتيق» به معناى قديمى است و عتيقه به اشياى قديمى گويند).
 7- خانه‏ى خدا ملك هيچ كس نيست. «العَتيق»
 
 بَرَآءَةٌ مِّنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ إِلَى الَّذِينَ عَاهَدتُّم مِّنَ الْمُشْرِكِينَ (توبه، 1)
 (اين آيات اعلام جدائى و) بيزارى و برائتى است از سوى خدا و پيامبرش، نسبت به مشركانى كه با آنان پيمان بسته‏ايد.
 
 نكته‏ها:
 از اين كه براى اين سوره در روايات، نام‏هاى «برائت» و «توبه» آمده است، مى‏فهميم كه جزء سوره‏ى انفال نيست، بلكه سوره‏اى مستقلّ است.
 از اين كه سوره، به دليل محتواى قهرآميزش بدون «بسم اللَّه» شروع شده است، مى‏فهميم كه «بسم اللَّه» در هر سوره، متعلّق به همان سوره و جزء آن است، نه آنكه به عنوان تشريفات ويا...، در اوّل هر سوره بيايد.
 اعلام برائت، به خاطر پيمان‏شكنى كفّار بود كه در آيه‏ى 7 و 8 مطرح شده است، و گرنه قانون كلّى، مراعات پيمان‏هاست و تا طرفِ مقابل به پيمان وفادار باشد، بايد آن را نگهداشت. چنانكه در آيه‏ى 4 آمده است: «الاّ الّذينَ عاهَدتُم من المشركِينَ ثمّ لَم‏ينقُصوكم شيئاً ولم يُظاهروا عليكم اَحداً فاتّموا اليهم عهدهم الى مدّتهم» به ميثاقتان با مشركانى كه پيمان نشكسته و توطئه‏اى نكرده‏اند، تا آخرِ مدّت وفادار بمانيد. به علاوه مسلمانان به دليل ضعف، تن به آن قرارداد دادند، وگرنه خواسته‏ى مسلمانان، قلع و قمع هر چه سريعتر شرك است.

93) تفسير نورالثقلين ؛ كافى، ج 47، ص 422.
94) تفسير نورالثقلين.
<<<  صفحه قبل  <<      « [صفحه 8]»      >>  صفحه بعد  >>>

فهرست
پيشگفتار
مقدّمه
گوشه‏اى از اخلاق و آداب سفر
هماهنگى با مسافران‏
لزوم جلسات آموزشى
اخلاص
سيماى حضرت ابراهيم‏عليه السلام‏
سيماى حج
ماجراى اعلان اين آيات‏
اهميّت انگيزه و نيّت‏
كارهاى نيك مورد انتقاد
ابراهيم و معامله باخدا
مدينه
اهل بيت‏عليهم السلام‏
مطالبى درباره‏ى آيه‏ى تطهير
صله رحم‏
زيارت پيامبر اكرم‏(ص)
عذر خواهى از پيامبر
ادب در گفتگو
امتياز پاداش‏هاى الهى
ماجراى احد
ميقات و احرام
هميارى در نيكى و پاكى
مكه
مسجد الحرام و كعبه
مقام ابراهيم
سعى صفا و مروه‏
عرفات و مشعر
منى‏ و قربانى و حلق
قربانى‏
حلق
بازگشت به مكه
پايان حج