قُلْ يَآ أَيُّهَا الَّذِينَ هَادُواْ إِن زَعَمْتُمْ أَنَّكُمْ أَوْلِيَآءُ لِلَّهِ مِن دُونِ النَّاسِ فَتَمَنَّوُاْ الْمَوْتَ إِن كُنتُمْ صَادِقِينَ(سوره جمعه آيه 6) بگو: اى يهوديان! اگر گمان مىكنيد كه تنها شما اولياى خدا هستيد نه ساير مردم، اگر (در اين پندار) راست مىگوييد، آرزوى مرگ كنيد (تا به پاداشهايى كه خداوند براى اولياى خود مقرّر كرده، برسيد!).
اگر سفر به سوى آخرت را به سفرهاى دنيوى تشبيه كنيم، مىبينيم كه نگرانىهاى يك راننده در مسافرت، مىتواند دلايل مختلفى داشته باشد: الف) گاهى نگرانى به خاطر كمبود بنزين است، امّا كسى كه براى آخرت خود توشه برداشته است، نگران نيست. «تزوّدوا فانّ خير الزّاد التقوى»(22) ب) گاهى نگرانى به خاطر وسيله نقليه مىباشد كه سرقتى است، امّا كسى كه درآمدش حلال است، نگران نيست. ج) گاهى نگرانى براى جنس قاچاقى است كه به همراه دارد، اما كسى كه بار گناه به دوش ندارد، نگران نيست. د) گاهى نگرانى براى سرعت غير مجاز است، امّا كسى كه اهل افراط و تفريط نيست، «كان امره فُرُطا»(23) و زندگىاش بر اساس اعتدال و ميانهروى بوده است، «لم يسرفوا و لم تقتروا و كان بين ذلك قواماً»(24)، ترسى ندارد. ه) گاهى نگرانى به خاطر همسفران ناشناس و نادرست است، ولى كسى كه در دنيا همراه و همنشين ابرار بوده است، نگران نيست. و) گاهى از تنها بودن در جاده مىترسد، ولى كسى كه در كاروان ابرار قرار دارد و ارتباط او با مؤمنان است تنها نيست. ز) گاهى از نرسيدن به مقصد ترس و دغدغه دارد، ولى كسى كه معتقد است ذرّهاى از عمل او هدر نمىرود، نگران نيست. «فمن يعمل مثقال ذرّة...»(25) از ابوذر پرسيدند: چرا از مرگ مىترسيم؟ فرمود: «انّكم عمّرتم الدنيا و خرّبتم الاخرة فتكرهون ان تنتقلوا من عمران الى خراب»(26) شما دنيا را آباد و آخرت را خراب كردهايد، پس كراهت داريد كه از آبادى به سوى خرابى برويد. حضرت على عليه السلام مىفرمود: «واللّه لابن ابيطالب آنس بالموت من الطفل بثدى امّه»(27) به خدا سوگند اُنس من به مرگ از اُنس طفل به سينه مادرش بيشتر است. و هنگام ضربت خوردن در محراب مسجد كوفه فرمود: «فزت و ربّ الكعبة» به پروردگار كعبه سوگند كه رستگار شدم. امام حسين عليه السلام ضمن خطبه مفصّلى مىفرمايند: «خُطّ الموت على ولد آدم مخطّ القلادة على جيد الفتاة»(28) مرگ براى فرزندان آدم، مثل گردنبند بر گردن عروسان، زيباست. گرچه خطاب اين آيه به يهوديان است، ولى آمادگى براى مرگ، وسيلهاى براى سنجش همه مدّعيان ايمان و ولايت الهى است. «فتمنّوا الموت»
22) بقره، 197. 23) كهف، 28. 24) فرقان، 67. 25) زلزال، 6 و 7. 26) محجة البيضاء، ج 8، ص 258. 27) نهج البلاغه، خطبه 5. 28) مقتل خوارزمى، ج2، ص241. |