الَّذِين هُمْ يُرَآءُونَ (سوره ماعون آيه 6) آنان كه پيوسته ريا مىكنند.
ريا و سُمعه، دو خطر و آفت بزرگ هستند كه افراد مؤمن را تهديد مىكند. ريا آن است كه انسان كارى را براى ديدن مردم انجام دهد و سُمعه آن است كه كارى را بجا آورد و هدفش آن باشد كه كارش به گوش مردم برسد. اين دو كار از نشانههاى نفاق است. چنانكه قرآن درباره منافقان مىفرمايد: «اذا قاموا الى الصلوة قاموا كسالى يراءون النّاس»(296) چون به نماز مىايستند، نمازشان با كسالت و رياكارى است، همان گونه كه به ديگران كمك نمىكنند مگر در حال كراهت و نارضايتى. «و لا ينفقون الا و هم كارهون»(297) بر اساس روايات، رياكار ظاهرى زيبا و باطنى مريض دارد؛ در ظاهر اهل خشوع و تواضع است، ولى در باطن دست از گناه بر نمىدارد. او در ظاهر گوسفند و در باطن گرگ است. به جاى آنكه از دنيا آخرت را بدست آورد، از آخرت به سراغ دنيا مىرود و از پردهپوشى خداوند سوء استفاده كرده و گناه مىكند. پيامبر اكرمصلى الله عليه وآله فرمود: سختترين عذابها براى كسى است كه مردم در او خير ببينند در حالى كه در او خيرى نيست. فرشتگان اعمال برخى انسانها را بالا مىبرند، ولى خطاب مىرسد: هدفش خدا نبوده است، آن را برگردانيد. در فرهنگ اسلامى، ريا، نوعى شرك است و امام صادقعليه السلام درباره كسى كه عمل نيكى انجام دهد، اما نه براى خدا، بلكه براى اينكه مردم بشنوند و او را ستايش كنند، فرمود: او مشرك است، سپس آيه «لا يشرك بعبادة ربه احدًا»(298) را تلاوت فرمود.(299) علامت رياكار آن است كه اگر ستايش شود كار نيكش را توسعه مىدهد و اگر ستايش نشود از كار خود مىكاهد. ناگفته نماند كه اين همه توبيخ و انتقاد براى كسانى است كه از ابتدا، كار را براى غير خداوند انجام مىدهند، ولى اگر انسان از آغاز هدفى جز خداوند نداشت، و مردم از كار او آگاه شدند، مانعى ندارد. امام باقرعليه السلام فرمود: هيچ كس نيست مگر آنكه دوست دارد خوبىهايش در مردم ظاهر شود، به شرط آنكه از ابتدا نيّت او مردم نباشد. «اذا لم يكن صنع ذلك لذلك»(300) اخلاص در برابر ريا و سمعه، اخلاص است كه در حديث مىخوانيم: خداوند جز خالصان را نمىپذيرد «الا للّه الدّين الخالص»(301) و هر كس چهل روز خود را خالص كند، چشمههاى حكمت از قلب او به زبانش جارى مىشود. «من اخلص للّه اربعين صباحاً ظهرت ينابيع الحكمة من قلبه الى لسانه»(302) و نشانه ايمان كامل آن است كه حُب و بغض و بخشيدن و نبخشيدن براى خدا باشد و افضل عبادت اخلاص است و از فاطمه زهراعليها السلام نقل شده كه فرمود: «من اَصعد الى اللّه خالص عبادته اهبط اللّه عزّ و جلّ افضل مصلحته»(303) هر كس عبادت خالص به درگاه خداوند فرستاد، خداوند بهترين مصلحت او را برايش نازل مىكند.
296) نساء، 143. 297) توبه، 54. 298) كهف، 110. 299) مجموعه روايات، از ميزان الحكمة بحث ريا. 300) كافى، ج2، ص297. 301) زمر، 3. 302) جامع الاخبار، ص 94. 303) بحار، ج67، ص249. |