کتابخانه

پرتوي از نور جلد 12
 وَإِنَّكَ لَعَلَى خُلُقٍ عَظِيمٍ(سوره قلم آيه 4)
 و حقّاً كه تو بر اخلاق بزرگى استوارى.
 
 كلمه «خُلق» به صفاتى گفته مى‏شود كه با سرشت و خوى انسان عجين شده باشد و به رفتارهاى موسمى و موقّت گفته نمى‏شود. تفسيرهاى مختلفى درباره «خلق عظيم» شده‏است، از جمله:
 الف) عايشه گويد: اخلاق پيامبر، متضمّن  10 آيه اول سوره مؤمنون است و بالاتر از اين مدح، مدحى نيست.
 ب) مراد، تخلّق به اخلاق اسلام و طبع بزرگ است.
 ج) مراد، صبر بر حق و تدبير امور بر اقتضاى عقل است.
 د) برخى از كتب لغت، خلق را به معناى دين و آئين گرفته‏اند، چنان كه در حديثى از امام باقرعليه السلام مى‏خوانيم كه آن حضرت فرمود: مراد از خلق عظيم آئين اسلام است.(161)
 ه) مراد، برخورد بزرگوارانه با مخالفان است. چنان كه خداوند او را به اين شيوه، مامور ساخته بود: «خذ العفو و امر بالعروف و اعرض عن الجاهلين»(162)
 و) مراد، مكارم اخلاق است. چنانكه از آن حضرت روايت شده كه فرمود: «انّما بُعثت لاتمّم مكارم الاخلاق» و فرمود: «ادّبنى ربّى فاحسن تاديبى»(163) پروردگارم مرا تربيت نمود و چه خوب تربيت نمود.
 ز) عايشه درباره اخلاق پيامبر گفت: «كان خلقه القرآن»(164) اخلاق پيامبر، تجسم قرآن بود.
 مرحوم علامه طباطبايى در تفسيرالميزان (ج‏6، ص 183)، حدود 27 صفحه در زمينه اخلاق و سنن و آداب زندگى پيامبرصلى الله عليه وآله  رواياتى را نقل كرده است، كه به برخى از آنها فهرست وار اشاره مى‏كنيم:
 1- پيامبر اكرم‏صلى الله عليه وآله كفش خود را مى‏دوخت.
 2- لباس خود را وصله مى‏زد.
 3- گوسفند را خودش مى‏دوشيد.
 4- با بردگان، هم غذا مى‏شد.
 5 - بر زمين مى‏نشست.
 6- بر الاغ سوار مى‏شد.
 7- حيا مانعش نمى‏شد كه نيازهاى خود را از بازار تهيه كند.
 8 - به توانگران و فقرا دست مى‏داد و دست خود را نمى‏كشيد تا طرف دست خود را بكشد.
 9- به هركس مى‏رسيد، چه بزرگ و چه كوچك، سلام مى‏كرد.
 10- اگر چيزى تعارفش مى‏كردند، آنرا تحقير نمى‏كرد، اگرچه يك خرماى پوسيده بود.
 11- كم خرج، كريم الطبع و خوش معاشرت بود.
 12- بدون اينكه قهقهه كند، هميشه تبسّمى بر لب داشت.
 13- بدون اينكه چهره درهم كشيده باشد، هميشه اندوهگين به نظر مى‏رسيد.
 14- بدون اينكه از خود ذلتى نشان دهد، همواره متواضع بود.
 15- بدون اينكه اسراف ورزد، سَخىّ بود.
 16- بسيار دل نازك و مهربان بود.
 17- هرگز دست طمع بسوى چيزى دراز نكرد.
 18- هنگام بيرون رفتن از خانه، خود را در آينه مى‏ديد، موى خود را شانه مى‏زد و چه بسا اين كار را در برابر آب انجام مى‏داد.
 19- هيچ گاه در مقابل ديگران پاى خود را دراز نمى‏كرد.
 20- همواره بين دو كار، دشوارتر آن را انتخاب مى‏كرد.
 21- هيچ وقت به خاطر ظلمى كه به او مى‏شد در صدد انتقام بر نمى‏آمد مگر آنكه محارم خدا هتك شود كه به خاطر هتك حرمت خشم مى‏كرد.
 22- هيچ وقت در حال تكيه كردن غذا ميل نكرد.
 23- هيچ وقت شخصى از او چيزى درخواست نكرد كه جواب (نه) بشنود و حاجت حاجتمندان را رد نكرد.
 24- نمازش در عين تماميّت، سبك و خطبه‏اش كوتاه بود.
 25- مردم، آن حضرت را به بوى خوشى كه از او به مشام مى‏رسيد، مى‏شناختند.
 26- وقتى در خانه مهمان داشت،اول كسى بود كه شروع به غذا مى‏كرد و آخرين كسى بود كه از غذا دست مى‏كشيد تا مهمانان راحت غذا بخورند.
 27- بر سر سفره، هميشه از غذاى جلوى خود ميل مى‏كرد.
 28- آب را با سه نفس مى‏آشاميد.
 29- جز با دست راست چيزى نمى‏داد و نمى‏گرفت و غذا نمى‏خورد.
 30- وقتى دعا مى‏كرد، سه بار دعا مى‏كرد و وقتى سخن مى‏گفت در كلام خود تكرار نداشت.
 31- اگر اذن دخول به خانه مردم مى‏گرفت، سه بار تكرار مى‏كرد.
 32- كلامش روشن بود به طورى كه هر شنونده‏اى آنرا مى‏فهميد.
 33- نگاه خود را بين افرادى كه در محضرش بودند تقسيم مى‏كرد.
 34- هرگاه با مردم سخن مى‏گفت، در حرف زدن تبسم مى‏كرد.

161) تفسير نورالثقلين.
162) اعراف، 199.
163) تفسير مجمع البيان.
164) سنن النبىّ، علامه طباطبايى، ص‏56.
<<<  صفحه قبل  <<      « [صفحه 16]»      >>  صفحه بعد  >>>

فهرست
اهميت و جايگاه تسبيح
تسبيح موجودات
گوشه‏اى از سيماى يهود
ترس از مرگ
اهميّت روز جمعه
جايگاه نماز جمعه
وظيفه امام جمعه
مقايسه ميان منافقان و مؤمنان
غفلت از ياد خدا
تفاوت آفريده‏هاى خدا با توليدات انسان
بهترين كار
مسئوليت در برابر خانواده
همسر فرعون يك زن نمونه
سيماى مؤمنان و منحرفان در قيامت
اخلاق در اسلام
پيامبر، خلق عظيم
انسان موجودى حريص
درسهايى از جنّيان
نكاتى پيرامون مسجد
علم غيب
نماز شب
نفى عسر و حرج
كيفر رويگردانى از حق
شافعان و شفاعت شوندگان
نعمت‏هاى بهشتى
شب قدر
فرشتگان در قرآن
جلوه هاى تكاثر
بازار دنيا
ريا و اخلاص
توهين به پيامبر، دفاع خداوند
كوثر چيست؟
فتح مكه
حسادت
منشأ حسادت
عالم بى‏عمل
قرآن و منافقان
مغبون كيست؟
خوش اخلاقى در خانواده
عناصر هدايت
عذرخواهى در قيامت
انواع خانواده در قرآن
انواع علم غيب
چشم زخم
مشرق و مغرب در قرآن
حضرت نوح در قرآن
شباهت كفار زمان نوح و پيامبر
جنّ در قرآن
در برابر قرآن
اهميت سحَر
مراحل آفرينش انسان
مقايسه، شيوه‏اى تربيتى
شرايط تذكر و موعظه
دلايل بهتر بودن آخرت
تأثير شرايط زمانى و مكانى
انواع سوگندها در قرآن
بزرگداشت نام پيامبر
ظرفيت انسان
شب در قرآن
اوصاف انسان
درجات يقين
عنايات خدا به پيامبر