أَمْ لِلْإِنسَانِ مَا تَمَنَّى * فَلِلَّهِ الْأَخِرَةُ وَالْأُوْلَى * وَكَم مِّن مَّلَكٍ فِى السَّمَوَاتِ لَا تُغْنِى شَفَاعَتُهُمْ شَيْئاً إِلَّا مِن بَعْدِ أَن يَأْذَنَ اللَّهُ لِمَن يَشَآءُ وَيَرْضَى (سوره نجم آيات 24-26) آيا (مىپنداريد كه) انسان، به هر چه آرزو دارد مىرسد؟ پس آخرت و دنيابراى خداوندست و چه بسا فرشتگانى كه در آسمانها هستند، (ولى) شفاعت آنان سودى ندارد، مگر بعد از آنكه خداوند براى هر كه بخواهد و رضايت دهد، اجازه شفاعت دهد.
نگاهى به مبحث آرزو با توجه به آيات و روايات: ارزش آرزو: آرزو عامل و انگيزه حركت و رشد است. رسول اكرمصلى الله عليه وآله فرمودند: «لولا الامل ما رضعت والدة ولدها و لا غرس غارس شجرها»(129) اگر آرزو نبود، نه مادرى كودك خود را شير مىداد و نه كشاورزى درختى را مىكاشت. حضرت عيسىعليه السلام، پيرمردى را ديد كه بيل در دست دارد و زمين را شخم مىزند، گفت: خدايا! آرزو را از اين مرد بگير. ديد پيرمرد بيل را كنار گذاشت و خوابيد. پس از مدتى، حضرت عيسى از خدا خواست كه آرزو به او برگردد، مشاهده كرد كه پيرمرد بلند شد و شروع به كار كرد.(130) مهار كردن آرزو: آرزوها بايد در چارچوب امكانات، استعدادها، شرايط و ظرفيّت باشد وگرنه سر از موهومات در مىآورد. امام علىعليه السلام فرمودند: «بيشترين ترس من بر شما، از هوا پرستى و آرزوهاى طولانى است».(131) آرزوهاى منفى: در قرآن از بعضى آرزوها انتقاد و نهى شده است. نظير كسانىكه آرزو داشتند ثروت قارون را داشته باشند و مىگفتند: «يا ليت لنا مثل ما اوتى قارون»(132) يا آرزو دارند مورد ستايش نابجا قرار گيرند: «يحبّون أن يحمدوا بما لم يفعلوا»(133) يا آرزو دارند بر ديگران برترى داشته باشند. «تلك الدار الاخرة نجعلها للذين لا يريدون علوّاً فى الارض»(134) بارها خداوند با جملات: «لا تعجبك اموالهم»(135) و «لا تمدّنّ عينيك»(136) مؤمنان را از نگاههاى آرزومندانه به سرمايه داران و مرفّهان باز داشته است. آرزوهايى كه به آن نمىرسند: در قيامت بارها مجرمان «يا ليتنى» (اى كاش) مىگويند؛ ولى چه سود: «يا ليتنى كنت ترابا»(137) اى كاش خاك بودم. (خاك، يك دانه مىگيرد و يك خوشه مىدهد. خاك، فاضلاب را مىگيرد و آب زلال مىدهد؛ ولى بعضى انسانها جز فسادكارى نمىكنند.) «يا ليتنى اتّخذت مع الرسول سبيلا»(138) اى كاش با پيامبر يك راهى را انتخاب كرده بودم. «يا ليتنى لم اوت كتابيه»(139) اى كاش نامه عمل به دستم نمىرسيد. «يا ليتنى قدّمت لحياتى»(140) اى كاش براى روز حياتم كه امروز است، چيزى از پيش فرستاده بودم. «يا ليتنا نردّ و لا نكذّب»(141) اى كاش به دنيا بازگشته و ديگر تكذيب نمىكرديم.
129) بحار، ج 77، ص 137. 130) بحار، ج 14، ص 329. 131) نهجالبلاغه، خطبه 28. 132) قصص، 79. 133) آلعمران، 188. 134) قصص، 83. 135) توبه، 55 و 85. 136) حجر، 88 و طه، 131. 137) نباء، 40. 138) فرقان، 27. 139) حاقّه، 26. 140) فجر، 25. 141) انعام، 27. |